برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
و دیشب ...
...
..
.
.
..
...
- :))
- گوسفند رو خیلی جدی و عصبی توی اون پست کذایی نوشتهم گوسفند. -_- :)))
- گاد ایت واز لایک استعمار در مقیاسِ تن :|
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
نشسته بودم روی جای خالی نور ماه از پنجرهی خسیسم، داشتم منت کشی چراغ روی میزم را میکردم و توی اتاق تنگم گریه میکردم و مثل بدبختها توی بیچیزی خودم هیچکار نمیکردم جز زار زدن و دهانم را تا بیشتر از حد تحمل باز کردن که یک هو چشمم افتاد به عکس دو گودال تاریک و خالی روی صوتت روی جلد کتابت روی میز کنار تختم.
هیچی دیگر، یک هو سال عوض شد.
- کَز چشمانِ تو افتاده آتش بر هستیِ من...
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
من تا قبل از اول دبیرستان که یدونه هیوده و نیم خوش گل به خاطر حالت شکسته ی خطم و لج بازی سر جدا نوشتن کلمات گرفتم، اگه از خطم اشکالی در نمی اومد، همه دیکته هام بیست می شدند.
اما امان از دوتا کلمه که صدهزار و بیست سالم ام بشه، یاد نمی گیرمشون ؛ خوانواده و زکاوت.
الآنم آب روی چندین و چند ساله ی خود را مقابل چشم های گشاد شده ی ابوی باختم سر این کلمه ی خانواده. شت شت :))
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
چیزی که روح مرا غسل می دهد از این جرم سنگین و آلوده ی نشسته بر پیکرش، یک تنهایی طویل و عمیق و وسیع است با ملحقات که تقریباً می دانم تا هشت روز دیگر نه تنها جاده ی دویدنم به سمتش باز نمی شود، بلکه صد راه جدید به جمع های کشنده احداث می شود که هیچ جور نمی توان از رفتنشان قسر در رفت. یک جای جمله ام اشکال دارد. کجاش؟
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
نحوست روزی را که نحس است، قضا شدن نماز صبحش داد می زند.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
داستان خیلی پیچیده شده. عادت و تعهد با هم دهن به دهن می ذارن و اون میل وحشی تنوع طلب از حاشیه ی بحثاشون برای رسیدن به مقاصدش تقلا می کنه اما چیز خوبی گیرش نمیاد.
سخته. واقعاً سخت تر از همیشه شده آدم بودن تو این بازی. وقتی ورع می کنی، مشکوکی به ریاضت و بی تعادلی. وقتی کاری که دلت می خواد می کنی دو دلی که نکنه به کسی غیر خودتم ظلم می کنی. وقتی خوبی، از فکر ریا و عُجب و از تمنای خلوص دق می کنی.
خسته ترین دعای این روزای منه ؛ الهی الهِمنی التّقوا
- این فعل شدید الهام کردن...
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان